www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com www.dr.mihanblog.com
www.dr.muslimblog.ir http://www.hosseinagha.blogfa.com www.dr.bigestblog.com
لطفا براي آخرين اخبارسايت هميشه به صفحه اول سايت مراجعه فرماييد
براي ذخيره کردن مطلب موردنظرلطفا برروي گزينهء
Fileبالاي صفحهءمرورگرتان لفت کليک کنيدوسپس برروي گزينهءsave asچپ کليک کنيد
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com www.dr.mihanblog.com
www.dr.muslimblog.ir http://www.hosseinagha.blogfa.com www.dr.bigestblog.com
بافرزانگان۱۰
47 - استاد غلوش
راغب مصطفی غلوش در سال 1319 هجری شمسی در روستای ((برمه )) تابعه استان غربی مصر به دنیا آمد.
غلوش همزمان با ادامه تحصیلات خود، روی قرآن مجید نیز کار میکرد و سبکهای اساتید بزرگ و مشهور قرآن به خصوص سبک ((شیخ مصطفی اسماعیل)) را تقلید مینمود. از سن شانزده سالگی تلاوت قرآن کریم را در مناسبتها و مجالس و محافل مختلف آغاز کرد.
استاد غلوش تحصیلات خود را تا سطح دیپلم متوسطه ادامه داد و آرزو داشت وارد دانشگاه شود و تحصیلاتش را در علوم روز ادامه دهد، اما هنگامی که با تعدادی از اساتید که با صوت و تلاوت قرآن او آشنائی داشتند، به مشورت پرداخت، استادان توصیه نمودند، اگر روی صوت و تلاوت قرآن مجید کار کند، آینده بهتر و درخشانتری خواهد داشت.
او با تشویق اساتید مورد مشورت خود، حفظ قرآن کریم را با تلاش و کوشش شبانه روزی آغاز کرد و به تدریج مورد توجه زیاد محافل قرآنی در سطح کشور مصر قرار گرفت.
استاد غلوش بیست و چهار سال داشت، که در آزمون ورودی صدا و سیمای مصر شرکت کرد، در این امتحان یکصد و شصت نفر دیگر از قاریان قرآن مجید نیز شرکت داشتند، لیکن تنها کسی که در این آزمون پذیرفته شد، استاد غلوش بود. با ورود وی به رادیو و تلویزیون شهرت او بیش از پیش اوج گرفت و به عنوان یکی از قاریان ممتاز قرآن در سطح جهان معروف گردید.
استاد غلوش میگوید:
پس از سالها تقلید از سبکها و روشهای استادان مختلف قرآن مجید، بعدها متوجه شدم که تقلید سبک تلاوت قرآن از دیگران خوب نیست، بلکه بهتر است و باید قاری قرآن خودش ابتکار داشته باشد و صاحب سبک گردد.
او به بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران، کانادا، آمریکا، انگلستان و فرانسه مسافرت نموده است. در یک مجلس قرآن در اروپا، تعداد زیادی از خواهران و برادران بسیجی حضور داشتند، شنیدن صوت گرم و صمیمی استاد غلوش آنان را به شوق آورد، به طوری که در همان جلسه قرآن، بیست و پنج نفر از مسیحیان اسلام آوردند.
استاد غلوش در سفری که به ایران کرده بود، قاریان ایرانی را مورد تجلیل و تشویق قرار داد و به آنان سفارش کرد: در انتخاب صوت و قرائت تقلید و دنباله روی نداشته باشند، بلکه خود اهل ابتکار و خلاقیت باشند، برای داشتن صوت خوب استراحت و خواب لازم انجام دهند، گوشت و سبزیجات بخورند. و از مصرف روغن زیاد، سرماخوردگی و هوای کثیف پرهیز داشته باشند. -زندگی نامه قاریان مشهور جهان، ص 77. ?
به هر حال، هم استاد غلوش در سایه قرآن شهرت و عظمت یافت و هم ببرکت آوای دلنشین قرآن او، افراد زیادی به آغوش قرآن کریم و اسلام وارد شدند و این هم یک رمز معنویت و جاویدانی قرآن مجید است.
مصطفی را وعده داد، الطاف حق - - گر بمیری تو نمیرد این نسق
من کتاب و معجزت را حافظم - - بیش و کم کن را، ز قرآن رافظم
گر ترا، اندر دو عالم رافعم - - طاغیان را، از حدیثت دافعم
کس نتابد بیش و کم کردن، در او - - تو به از من، حافظی دیگر مجو
رونقت را، روز افزون میکنم - - نام تو، بر زر و بر نقره زنم
منبر و محراب سازم، بهر تو - - در محبت، قهر من شد قهر تو
چاکرانت شهرها گیرند و جاه - - دین تو گیرد، زماهی تا به ماه
تا قیامت، باقیش داریم ما - - تو مترس از نسخ دین،ای مصطفی.
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com www.dr.mihanblog.com
www.dr.muslimblog.ir http://www.hosseinagha.blogfa.com www.dr.bigestblog.com
48 - فروغی بسطامی
میرزا عباس بسطامی معروف به فروغی در سال 1213 هجری در عراق متولد شد. او شانزده سال داشت، که پدرش چشم از جهان فرو بست، به علت تهیدستی و بیسرپرستی ناگزیر با مادرش به ایران آمد و در شهر ((بسطام)) از توابع شاهرود که ولایت اجدادی او بود، سکونت اختیار کرد.
میرزا عباس بسطامی سواد نداشت، اما در اثر شور و شوق فطری آن قدر تلاش کرد، تا خواندن و نوشتن را آموخت، سپس به مطالعه اشعار شاعران پرداخت. او بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه دیوان غزل سرایان بزرگ مانند سعدی و حافظ کرد، تا اینکه در نتیجه مطالعه و ممارست، خود نیز سرودن غزلیاتی را آغاز کرد. به تدریج غزلیات میرزا عباس بسطامی فصیحتر و زیباتر گشت و تخلص ((مسکین)) را برای سرودههای خود انتخاب نمود.
پس از آن به همراه عموی خود ((دوستعلی خان بسطامی)) به مازندران رفت و در شهر ساری اقامت گزید. دوستعلی خان خزانه دار فتحعلی شاه قاجار بود، او به هنگام مراجعت از مازندران به تهران، میرزا عباس را به تهران آورد و به فتحعلی شاه قاجار معرفی کرد، فتحعلی شاه اشعار و غزلیات میرزا عباس را پسندید و او را به مشهد مقدس فرستاد. میرزا عباس در مشهد مقدس، به سمت منشی گری ((شجاع السلطنه))) والی خراسان منصوب شد و تخلص خود را به ((فروغی)) تبدیل کرد.
در این میان ((قاآنی شیرازی)) شاعر بزرگ و نامی دوره قاجاریه نیز به خراسان آمد و با فروغی آشنا شد.
این دو نفر پس از چندین سال اقامت در مشهد، به اتفاق شجاع السلطنه به کرمان رفتند و تا سال 1249 در کرمان بودند و سپس همراه با شجاع السلطنه به تهران آمدند.
فروغی پس از مدتی به عراق رفت. در این سفر، طرز تفکر او تغییراتی یافت و لذا پس از مراجعت از عراق مشغول مطالعه آثار و احوال عارفان بزرگ گردید و به تدریج از مردم و جامعه کنارهگیری کرد و زندگی را در عزلت و به دور از مردم و در یک حالت درویشی میگذرانید.
داستان شوریدگی فروغی و آوازه غزلیات جدید و عرفانی او به گوش ناصر الدین شاه قاجار رسید، ناصر الدین شاه او را خواست و به وی ملاطفت و مهربانی بسیار کرد و به مرور آن چنان شیفته او شد، که هر وقت غزلی را میسرود، آن را برای فروغی میخواند، تا فروغی غزل را تکمیل نماید.
این شاعر شوریده، با ادامه حال و احوال عارفانه همچنان دور از مردم زندگی میکرد، تا اینکه در سال 1274 هجری، پس از یک کسالت شدید،
در سن 61 سالگی در تهران بدرود حیات گفت.
دیوان غزلیات فروغی چندین بار در تهران به چاپ رسیده است، آخرین چاپ نفیس آن، تحت عنوان ((دیوان کامل غزلیات فروغی بسطامی)) در بهمن ماه سال 1367 شمسی در 352 صفحه، به خط استاد حسن سخاوت، مدرس و عضو انجمن خوشنویسان و با مقدمه عبدالرفیع حقیقت، از طرف شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، در تهران چاپ و منتشر گردیده است. - فرهنگ شاعران زبان پارسی، ص 437. ?
از نمونه غزلیات او این است:
مردان خدا پرده پندار دریدند - - یعنی همه جا، غیر خدا هیچ ندیدند
هر دست که دادند، از آن دست گرفتند - - هر نکته که گفتند، همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند - - یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصود - - یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی - - بس داند فشاندند و بسی دام کشیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی - - کز حق ببریدند و به باطل گرویدند. - اشک شفق، ص 105. ?
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com www.dr.mihanblog.com
www.dr.muslimblog.ir http://www.hosseinagha.blogfa.com www.dr.bigestblog.com
49 - ابوالقاسم حالت
ابوالقاسم حالت، فرزند کربلائی محمد تقی، از شاعران نامی و مشهور معاصر میباشد. او در سال 1292 هجری شمسی در تهران چشم به جهان گشود، پس از کسب تحصیلات در شرکت ملی نفت ایران استخدام و مشغول به کار شد.
ابوالقاسم حالت با روحیه والائی که داشت، به استخدام در شرکت نفت اکتفا نکرد و با تلاش و کوشش شبانه روزی به مطالعه پرداخت و با ذوق و استعداد درخشانی که داشت، توانست آثار فرهنگی، هنری، تاریخی، اخلاقی و دینی ارزشمند و فراوانی را از خود به یادگار بگذارد.
ابوالقاسم حالت از سن پانزده سالگی، سرودن شعر پرداخت. اشعار و مقالات زیبای او در کلیه روزنامههای کثیر الانتشار و مجلات و کتابهای شعر در نیم قرن اخیر چاپ و منتشر میگردید.
ابوالقاسم حالت طبعی روان و تسلطی اعجابانگیز در سرودن شعر داشت، او در سرودن انواع شعرها طبع آزمایی میکرد و به خوبی از عهده آنها بر میآمد. تمام اشعارش شیرین و روان و ساده است، ذوق او به سرودن اشعار فکاهی تمایل زیادی داشت. او اشعار خود را در روزنامه ((توفیق)) که سر دبیری این روزنامه را بر عهده داشت و همچنین روزنامه ((حاجی بابا)) و غیره منتشر مینمود. اشعار فکاهی ابوالقاسم حالت با نامهای مستعار ((خروس لاری)) و ((هدهد میرزا)) و ((شوخ)) و ((ابوالعینک)) انتشار مییافت. - فرهنگ شاعران زبان پارسی، ص 158. ?
برخی دیگر از آثار و ترجمههای استاد حالت بدین قرار است:
1 سخنان محمد (ص) با ترجمه به انگلیسی و اشعار فارسی.
2 کلمات قصار علی بن ابیطالب (ع) با ترجمه فارسی، انگلیسی و رباعیات فارسی.
3 - سخنان حسین بن علی (ع)
4 ترجمه سی و سه جلد از کتاب تاریخ معروف ((کامل ابن اثیر))
5 دیوان حالت، مجموعه قصائد عرفانی، دینی و اخلاقی او.
6 زندگانی من، اثر مارک تواین، ترجمه از انگلیسی.
7 ناپلئون در تبعید. -از کتاب کلمات قصار علی بن ابیطالب (ع). ?
سرانجام این دانشمند محقق و پر تلاش پس از یک عمر خدمات علمی و فرهنگی در سن 79 سالگی، در آذرماه 1371 هجری شمسی در تهران، چهره در نقاب خاک کشید. - کیهان فرهنگی، آذرماه 1371، ص 55. ?
از اشعار اخلاقی و عرفانی وی هم این است:
به حریم قرب خدا کسی، ز سر هوس ننهاده پا - - اگر آیت هوسی برو، اگر آفت هوسی بیا
تو که مستی از می خودسری، تو که گشتهای ز خدا بری - - ز چه نام قرب خدا بری، تو کجا و قرب خدا کجا؟
ز خدا اگرت بودت ادب، چه کنی جهان و جنان طلب - - همه رب طلب که رسی به رب، چه در این سرا، چه در آن سرا
برد آن رهی به سعادتی، که شود مرید ارادتی - - رسد آن به شهد شهادتی، که شود تنش سپر بلا
نبری سعادت سرمدی، نرسی به فیض موحدی - - مگر آن زمان که چو مقتدا، به موحدی کنی اقتدا
تو گلی و عقل تو باغبان، تو چو برهای و خرد شبان - - تو زری و دین تو پاسبان، تو مسی و کیش تو کیمیا. - بهار ادب، ص 289. ?
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com www.dr.mihanblog.com
www.dr.muslimblog.ir http://www.hosseinagha.blogfa.com www.dr.bigestblog.com
50 - یغما جندقی
در سال 1196 هجری قمری در دهکده ((خور بیابانک)) از توابع ((جندق)) (از استان اصفهان ) کودکی به دنیا آمد، که او را رحیم نامگذاری کردند. دوران کودکی رحیم با رنج و محنتی فراوان گذشت، از شش هفت سالگی کار میکرد و در بیرون ده، شترچرانی مینمود، تا معاش خانواده خود را تأمین کند.
گویند رحیم با گله خود به دشت آمده بود، که ((امیر اسماعیل خان عرب عامری)) یکی از مالکان عمده و فرمانروای آن منطقه بر او گذشت و او را نزد خود خواند و پرسشهای زیادی از وی کرد، رحیم همه سؤالات را پاسخ گفت و امیر اسماعیل خان از حاضر جوابی و ادب او خوشش آمد و او را نزد خود برد و پسر خود خواند و به تربیت او همت گماشت.
رحیم با استعداد خوبی که داشت، خواندن، نوشتن، سواری و تیراندازی و دیگر کمالات مرسوم را آموخت و در شمار نامه بران پدر خوانده خود در آمد. چندی نگذشت که امیر اسماعیل خان، به استعداد فوق العاده رحیم در نویسندگی پی برد و او را منشی مخصوص خود نمود. در این هنگام رحیم برای نخستین بار با تخلص ((مجنون)) سرودن شعر را آغاز کرد.
در سال 1216 هجری قمری مناسبات اسماعیل خان با ذوالفقار خان سمنانی فرمانروای قومس (سمنان، دامغان، بسطام و جندق ) تیره شد و بین آنها جنگ در گرفت و اسماعیل خان شکست خورد و به خراسان گریخت و دارائی او به دست فاتحان جنگ افتاد.
سپس از سوی ذوالفقار خان شخصی بنام جعفر سلطان به فرمانروائی جندق گمارده شد.
جعفر سلطان، رحیم را به کار سربازی و سپاهیگری وا داشت، اما رحیم به این کار تن در نداد و به سمنان عزیمت کرد و با جماعت برادر زن ذوالفقار خان به منشی گری او منصوب شد. شش سال در این سمت ماند و به تدریج کارش بالا گرفت، اما این ترقی برای او مایه بدبختی و گرفتاری شد، زیرا همکاران رحیم بر او حسد ورزیدند و نزد ذوالفقار خان از وی سخن چینی کردند. ذوالفقار خان بر او خشمگین شد و دستور داد او را به چوب بستند و زدند و سپس در سیاهچال زندانی گردید. ذوالفقار خان بعدا افرادی را برای ضبط اموال و دارائی رحیم و همچنین سرکوب خویشاوندانش به جندق فرستاد.
رحیم پس از رهائی از زندان نام خود را به ((ابوالحسن)) و تخلص خود را به ((یغما)) تبدیل کرد. او جامه درویشی پوشید و سالها در شهرهای مختلف ایران آواره و در به در بود. در این میان سفری به بغداد و کربلا کرد، تا اینکه ذوالفقار خان با او بر سر مهر درآمد و او جرأت یافت، آزادانه به ((جندق)) برود.
یغما بیش از شش ماه در جندق اقامت نکرد و سرانجام بر اثر تأثر روحی از وضع زادگاه و خویشاوندانش به تهران آمد و بر حسب تصادف با ((حاجی میرزا آقاسی)) صدر اعظم مقتدر وقت ملاقات کرد، آقاسی به زودی مرید یغما شد و ستاره اقبال یغما از نو اوج گرفت و به زودی در دربار محمد شاه قاجار دارای عزت و احترام و صاحب نام و نشان گردید. اما یغما از این قدرت و نفوذ خود استفاده نکرد و تنها چیزی را که پذیرفت، وزیری حکومت در کاشان بود، در مدت اقامت در کاشان واقعهای رخ داد، که یغما ناگزیر کاشان را ترک کرد و به سیر و سیاحت پرداخت و مدتی در هرات زندگی کرد و سرانجام در سن هشتاد سالگی به زادگاه خود بازگشت و در سال 1276 هجری قمری در دهکده خور بیابانک از دنیا رفت و همانجا نزدیک مقبره ((سید داوود)) به خاک سپرده شد. کلیات اشعار یغمای جندقی تاکنون چندین بار در تهران به چاپ رسیده است. آخرین چاپ آن به کوشش سید علی آل داوود، در دو مجلد و در فاصله سالهای 1357 تا 1362 شمسی از طرف انتشارات ((((طوس)))) در تهران چاپ و منتشر شده است از اشعار اوست: - فرهنگ شاعران زبان پارسی، ص 639. ?
دل اگر شاد بود، خانه، چه دوزخ چه بهشت - - رنج اگر دور ز تن، جامه چه پشمینه چه برد
تا توان کاست غم، از بهر چه جان باید کاست؟ - - تا توان خوردن غذا، بهر چه غم باید خورد؟ - نگین سخن، ج 7، ص 222. ?
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com www.dr.mihanblog.com
www.dr.muslimblog.ir http://www.hosseinagha.blogfa.com www.dr.bigestblog.com
***************************************************************
آدرسهاي ورودي سايت رسمي دکتر حسين ميرزايي
درصورت اشغال بودن يامسدودبودن يک آدرس ازآدرس ديگرواردشويد
درصورت لودنشدن صفحه پس از2دقيقه کليداف5رابزنيد
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com www.dr.mihanblog.com
www.dr.muslimblog.ir http://www.hosseinagha.blogfa.com www.dr.bigestblog.com
کاربر عزيز شما مي توانيد مطالب پزشکي مورد نظرتان را به روش زير از سايت گوگل سرچ کنيد
www.google.com
مطلب پزشکي مورد نظر+سايت رسمي دکتر حسين ميرزايي
مثال: آسم+سايت رسمي دکترحسين ميرزايي
جهت دريافت خبرنامه وعضويت درسايت درصورت تمايل آي_دي زير را مي توانيد درياهو مسنجرتان ثبت نماييد
ID:modire_sait
جهت دريافت ايميل مديرسايت ازطريق آدرسهاي ورودي به صفحهءاول سايت مراجعه کنيد
بنا بردلايلي هرچندوقت آدرس ايميل عوض مي شود
E_Mail: doctor_hosseine_mirzaie@yahoo.com
***************************************************************
www.dr.myblog.ir http://www.hosseinagha.blogsky.com www.dr.mihanblog.com
www.dr.muslimblog.ir http://www.hosseinagha.blogfa.com www.dr.bigestblog.com